دانلود آهنگ جدید وحید موسوی تین
متن آهنگ تین
آسِمونِ آبادی / پَل پیچِ اورهَ
دَسِ زوری ها کجا/اُوریانِه بورَه!؟
اَفتوئن کَشین وِبَن / بَستِن و زنجیر
شوئنِه تیچَنِنهَ /دی مُلکِ دلگیر
یَخ بَنونَه ای زِمی /سرما وِ زورَه
خاکِ تژگان، زِمِسو/کَشی وِ تورَه
یِه زخمِ هزار سالِه/ ها مینِ جونم
ناکسو رَسَنِنهَ /کارد وِ سخونم
خینِمون کردَه فِلک/ دِ شیشَه جوری
بادِ غم شیومُو مِیهَ/ هَردَفهِ طوری
مَنِمهَ وجا ایلیِ /دِ مالگهَ دیری
گِز بُریهَ وِ چَشِم/ یهِ گرگِ پیری
ترجمه:
آسمان این خاک
[اسیر و] پیچیده در ابرهاست
دست توانمندی کو؟
که ابرها را پراکنده کند
آفتاب را به بند کشیده و در زنجیر کرده اند
و شب را
بر[ پهنه ی] این خاک دلگیر
پاشیده اند
دلتنگی هایم برای تو اما
پایانی ندارد ...
[دریغا که] راه های رسیدن به تو
همه دور و ناهموارند
من آخرین برگ [باقیمانده ]
بر درخت خشکیده از جورم
همچون باد سرد پاییز
دست مرا بگیر و [با خود] ببر ...
ببر مرا و نگذار که بمانم
در این خاک بی فریاد رس
در تنهایی این زمستان
در بی پناهی این یخبندان
در جان من
زخم هزار ساله ای است ...
و بر زبانم
کوله باری از نگفتن ها
فلک خون ما را
در شیشه جوری ریخته
و رهزنان
در هر دوره ای
به گونه ای_دیگر_
ما را غارت میکنند
دلتنگی هایم برای تو اما
پایانی ندارد ...
[دریغا که] راه های رسیدن به تو
همه دور و ناهموارند
من آخرین برگ [باقیمانده ]
بر درخت خشکیده از جورم
همچون باد سرد پاییز
دست مرا بگیر و [با خود] ببر ...
ببر مرا و نگذار که بمانم
در این خاک بی فریاد رس
در تنهایی این زمستان
در بی پناهی این یخبندان














