دانلود آهنگ جدید فیروز وحدن
متن آهنگ وحدن
وحدن بيبقوا مثل زهر البيلسان
(تنها میمانند، مثل شکوفههای آقطی.)
وحدهن بيقطفوا وراق الزمان
(تنها خودشان برگهای زمان را میچینند.)
بيسكروا الغابة بيضلهن مثل الشتي
(جنگل را میبندند و فقط باران برایشان میماند.)
يدقوا على بوابي، على بوابي
(به درهای من میکوبند، به درهای من.)
يا زمان، يا عشب داشر فوق هالحيطان
(ای زمان، ای علفِ خودرو که روی این دیوارها روییدهای.)
ضويت ورد الليل ع كتابي
(گلِ شب را روی کتابم روشن کردم.)
برج الحمام مسور وعالي
(برج کبوتران، محصور و بلند است.)
هج الحمام بقيت لحالي، لحالي
(کبوترها پر کشیدند و من تنها ماندم، تنها.)
يا ناطرين الثلج ما عاد بدكن ترجعوا
(ای کسانی که منتظر برفید، دیگر نمیخواهید برگردید؟)
صرخ عليهن بالشتي يا ديب بلكي بيسمعوا
(ای گرگ، در میان باران بر سرشان فریاد بزن، شاید صدایتان را بشنوند.)
وحدن بيبقوا مثل هالغيم العتيق
(تنها میمانند، مثل این ابرهای کهنه و قدیمی.)
وحدهن وجوهن وعتم الطريق
(تنها میمانند؛ چهرههایشان و تاریکیِ راه.)
عم يقطعوا الغابة وبإيدهن مثل الشتي
(دارند از جنگل عبور میکنند و در دستانشان چیزی شبیه باران است.)
يدقوا البكي وهني على بوابي
(گریهکنان میکوبند، در حالی که پشت درهای من هستند.)
يا زمان من عمر فيي العشب عالحيطان
(ای زمان، چه عمری است که علف روی دیوارهای وجودم روییده است.)












