دانلود گلچین آهنگ های Zaz به همراه متن
گلچین آهنگ های Zaz به همراه متن
ویژه علاقهمندان به موسیقی روز فرانسوی و شانسون، به همراه بهترین و تازهترین آهنگهای
سال 2026 از متن اصلی در این گلچین کنار هم چیده شده است. گردآوری شده از وبسایت آهنگ ایرانی

گلچین آهنگ های Zaz به همراه متن
دانلود گلچین آهنگ های Zaz به همراه متن
تعداد آهنگها: 10
آهنگ Je veux
متن آهنگ
Donnez-moi une suite au Ritz, je n'en veux pas
یک سوئیت در هتل ریتز به من بدهید، نمیخواهمش.
Des bijoux de chez Chanel, je n'en veux pas
جواهرات برند شنل را نمیخواهم.
Donnez-moi une limousine, j'en ferais quoi?
لیموزین به من بدهید، با آن چه کار کنم؟
Offrez-moi du personnel, j'en ferais quoi?
خدمتکار و کارکن به من بدهید، با آن چه کار کنم؟
Un manoir à Neufchâtel, c'n'est pas pour moi
یک عمارت در نوشاتل برای من نیست.
Offrez-moi la Tour Eiffel, j'en ferais quoi?
برج ایفل را هم به من بدهید، با آن چه کار کنم؟
Je veux d'l'amour, d'la joie, de la bonne humeur
من عشق، شادی و حال خوب میخواهم.
Ce n'est pas votre argent qui f'ra mon bonheur
پول شما خوشبختم نمیکند.
Moi, j'veux crever la main sur le cœur
میخواهم با صداقت و قلبی پاک زندگی کنم.
Allons ensemble découvrir ma liberté
بیایید با هم آزادیام را کشف کنیم.
Oubliez donc tous vos clichés
تمام کلیشههایتان را فراموش کنید.
Bienvenue dans ma réalité
به دنیای واقعی من خوش آمدید.
J'en ai marre de vos bonnes manières, c'est trop pour moi
از این همه آداب و تشریفات خستهام، برایم زیادی است.
Moi, je mange avec les mains, et j'suis comme ça
من با دست غذا میخورم، همینم هستم.
J'parle fort et je suis franche, excusez-moi
بلند حرف میزنم و رک هستم، ببخشید.
Fini l'hypocrisie, moi, j'me casse de là
دیگر از ریاکاری خستهام، از اینجا میروم.
J'en ai marre des langues de bois, regardez-moi
از حرفهای دوپهلو و دروغ خستهام، به من نگاه کنید.
Toute manière, j'vous en veux pas, et j'suis comme ça
در هر صورت از شما ناراحت نیستم، من همینم.
J'suis comme ça
من همینطورم.
یک سوئیت در هتل ریتز به من بدهید، نمیخواهمش.
Des bijoux de chez Chanel, je n'en veux pas
جواهرات برند شنل را نمیخواهم.
Donnez-moi une limousine, j'en ferais quoi?
لیموزین به من بدهید، با آن چه کار کنم؟
Offrez-moi du personnel, j'en ferais quoi?
خدمتکار و کارکن به من بدهید، با آن چه کار کنم؟
Un manoir à Neufchâtel, c'n'est pas pour moi
یک عمارت در نوشاتل برای من نیست.
Offrez-moi la Tour Eiffel, j'en ferais quoi?
برج ایفل را هم به من بدهید، با آن چه کار کنم؟
Je veux d'l'amour, d'la joie, de la bonne humeur
من عشق، شادی و حال خوب میخواهم.
Ce n'est pas votre argent qui f'ra mon bonheur
پول شما خوشبختم نمیکند.
Moi, j'veux crever la main sur le cœur
میخواهم با صداقت و قلبی پاک زندگی کنم.
Allons ensemble découvrir ma liberté
بیایید با هم آزادیام را کشف کنیم.
Oubliez donc tous vos clichés
تمام کلیشههایتان را فراموش کنید.
Bienvenue dans ma réalité
به دنیای واقعی من خوش آمدید.
J'en ai marre de vos bonnes manières, c'est trop pour moi
از این همه آداب و تشریفات خستهام، برایم زیادی است.
Moi, je mange avec les mains, et j'suis comme ça
من با دست غذا میخورم، همینم هستم.
J'parle fort et je suis franche, excusez-moi
بلند حرف میزنم و رک هستم، ببخشید.
Fini l'hypocrisie, moi, j'me casse de là
دیگر از ریاکاری خستهام، از اینجا میروم.
J'en ai marre des langues de bois, regardez-moi
از حرفهای دوپهلو و دروغ خستهام، به من نگاه کنید.
Toute manière, j'vous en veux pas, et j'suis comme ça
در هر صورت از شما ناراحت نیستم، من همینم.
J'suis comme ça
من همینطورم.
آهنگ Que vendra
متن آهنگ
Qu'importe là où je vais
مهم نیست به کجا میروم.
Tant que j'ai l'audace
تا وقتی که جسارتش را دارم.
De tenir la main de l'autre
که دست دیگری را بگیرم.
Pour aimer le temps qui passe
برای دوست داشتنِ زمانِ در حال گذر.
Dans tout ce que je fais
در هر کاری که انجام میدهم.
La rage et l'amour s'embrassent
خشم و عشق در هم میآمیزند.
Quelle soit mienne ou qu'elle soit vôtre
چه مال من باشد چه مال شما.
La vie nous dépasse
زندگی از ما فراتر میرود / از کنترل ما خارج است.
¿Qué vendrá?, ¿Qué vendrá?
چه خواهد آمد؟ چه خواهد آمد؟
Escribo mi camino
مسیرم را مینویسم.
Sin pensar, sin pensar
بدون فکر کردن، بدون فکر کردن.
Dónde acabará
که به کجا ختم خواهد شد.
Dans mes joies, dans mes peines, dans mes choix, dans mes larmes
در شادیهایم، در دردهایم، در انتخابهایم، در اشکهایم.
Je laisse aller mes sentiments
احساساتم را رها میکنم.
Au mieux on écrit son chemin comme on se soigne
در بهترین حالت، مسیر زندگیمان را مثل درمان خودمان مینویسیم.
Pour aimer indifféremment
برای اینکه بیقید و شرط دوست داشته باشیم.
Sous les sables mouvants d'un passé qui s'effondre
زیر شنهای روانِ گذشتهای که فرو میریزد.
Je me raccroche à ceux que j'aime
به کسانی که دوستشان دارم چنگ میزنم.
Prenons soin de chaque seconde
بیایید از هر ثانیه مراقبت کنیم.
Les heures prendront soin d'elles-mêmes
ساعتها خودشان از خودشان مراقبت خواهند کرد.
مهم نیست به کجا میروم.
Tant que j'ai l'audace
تا وقتی که جسارتش را دارم.
De tenir la main de l'autre
که دست دیگری را بگیرم.
Pour aimer le temps qui passe
برای دوست داشتنِ زمانِ در حال گذر.
Dans tout ce que je fais
در هر کاری که انجام میدهم.
La rage et l'amour s'embrassent
خشم و عشق در هم میآمیزند.
Quelle soit mienne ou qu'elle soit vôtre
چه مال من باشد چه مال شما.
La vie nous dépasse
زندگی از ما فراتر میرود / از کنترل ما خارج است.
¿Qué vendrá?, ¿Qué vendrá?
چه خواهد آمد؟ چه خواهد آمد؟
Escribo mi camino
مسیرم را مینویسم.
Sin pensar, sin pensar
بدون فکر کردن، بدون فکر کردن.
Dónde acabará
که به کجا ختم خواهد شد.
Dans mes joies, dans mes peines, dans mes choix, dans mes larmes
در شادیهایم، در دردهایم، در انتخابهایم، در اشکهایم.
Je laisse aller mes sentiments
احساساتم را رها میکنم.
Au mieux on écrit son chemin comme on se soigne
در بهترین حالت، مسیر زندگیمان را مثل درمان خودمان مینویسیم.
Pour aimer indifféremment
برای اینکه بیقید و شرط دوست داشته باشیم.
Sous les sables mouvants d'un passé qui s'effondre
زیر شنهای روانِ گذشتهای که فرو میریزد.
Je me raccroche à ceux que j'aime
به کسانی که دوستشان دارم چنگ میزنم.
Prenons soin de chaque seconde
بیایید از هر ثانیه مراقبت کنیم.
Les heures prendront soin d'elles-mêmes
ساعتها خودشان از خودشان مراقبت خواهند کرد.
آهنگ Les passants
متن آهنگ
Les passants passant
عابران در حال عبور.
Je passe mon temps à les regarder penser
وقت خودم را صرف میکنم که آنها را در حال فکر کردن نگاه کنم.
Leurs pas pressés, dans leurs corps lésés
قدمهای شتابزدهشان، در بدنهای خسته و آسیبدیدهشان.
Leurs passés se dévoilent dans les pas sans se soucier
گذشتههایشان در قدمهایشان بدون توجه آشکار میشود.
Que, suspicieuse, à l'affût, je perçois le jeu de pan
و من، مشکوک و آماده، بازی پنهانیشان را حس میکنم.
Leur visage comme des masques me fait l'effet répugnant
صورتشان مثل ماسکهاست و این برایم نفرتانگیز است.
Que faire semblant
اینکه تظاهر کنیم.
C'est dans l'air du temps
در حال و هوای زمانه است / مد روز شده.
Passe, passe, passera, la dernière restera
میگذرد، میگذرد، خواهد گذشت؛ آخرینش باقی میماند.
Passe, passe, passera, la dernière restera
(تکرار همان جمله)
L'enfant n'est fait que de fêtes
کودک فقط از شادی و جشن ساخته شده است.
Le fait est que l'effet se reflète
واقعیت این است که اثر بازتاب پیدا میکند.
À sa capacité de prendre le fait tel qu'il est
به تواناییاش در پذیرفتن واقعیت همانطور که هست.
Sans se référer
بدون ارجاع دادن.
À un système de pensée dans sa tête
به یک سیستم فکری از پیش ساخته در ذهنش.
L'automne déjà, c'était l'été hier encore
پاییز رسیده، در حالی که دیروز هنوز تابستان بود.
Le temps me surprend, semble s'accélérer
زمان مرا غافلگیر میکند، انگار سریعتر میشود.
Les chiffres de mon age
عددهای سنم.
M'amènent vers ce moi rêvé
مرا به آن «خودِ رویایی» میبرند.
Passe, passe, passera, la dernière restera
میگذرد، میگذرد، خواهد گذشت؛ آخرینش باقی میماند.
عابران در حال عبور.
Je passe mon temps à les regarder penser
وقت خودم را صرف میکنم که آنها را در حال فکر کردن نگاه کنم.
Leurs pas pressés, dans leurs corps lésés
قدمهای شتابزدهشان، در بدنهای خسته و آسیبدیدهشان.
Leurs passés se dévoilent dans les pas sans se soucier
گذشتههایشان در قدمهایشان بدون توجه آشکار میشود.
Que, suspicieuse, à l'affût, je perçois le jeu de pan
و من، مشکوک و آماده، بازی پنهانیشان را حس میکنم.
Leur visage comme des masques me fait l'effet répugnant
صورتشان مثل ماسکهاست و این برایم نفرتانگیز است.
Que faire semblant
اینکه تظاهر کنیم.
C'est dans l'air du temps
در حال و هوای زمانه است / مد روز شده.
Passe, passe, passera, la dernière restera
میگذرد، میگذرد، خواهد گذشت؛ آخرینش باقی میماند.
Passe, passe, passera, la dernière restera
(تکرار همان جمله)
L'enfant n'est fait que de fêtes
کودک فقط از شادی و جشن ساخته شده است.
Le fait est que l'effet se reflète
واقعیت این است که اثر بازتاب پیدا میکند.
À sa capacité de prendre le fait tel qu'il est
به تواناییاش در پذیرفتن واقعیت همانطور که هست.
Sans se référer
بدون ارجاع دادن.
À un système de pensée dans sa tête
به یک سیستم فکری از پیش ساخته در ذهنش.
L'automne déjà, c'était l'été hier encore
پاییز رسیده، در حالی که دیروز هنوز تابستان بود.
Le temps me surprend, semble s'accélérer
زمان مرا غافلگیر میکند، انگار سریعتر میشود.
Les chiffres de mon age
عددهای سنم.
M'amènent vers ce moi rêvé
مرا به آن «خودِ رویایی» میبرند.
Passe, passe, passera, la dernière restera
میگذرد، میگذرد، خواهد گذشت؛ آخرینش باقی میماند.
آهنگ La vie en rose
متن آهنگ
Des yeux qui font baisser les miens
چشمهایی که باعث میشوند نگاهم را پایین بیندازم.
Un rire qui se perd sur sa bouche
خندهای که روی لبهایش محو میشود.
Voilà le portrait sans retouches
این است تصویر واقعی، بدون هیچ تغییر و اغراق.
De l'homme auquel j'appartiens
از مردی که به او تعلق دارم.
Quand il me prend dans ses bras
وقتی مرا در آغوش میگیرد.
Qu'il me parle tout bas
و آرام در گوشم حرف میزند.
Je vois la vie en rose
زندگی را صورتی و زیبا میبینم (همهچیز برایم قشنگ میشود).
Il me dit des mots d'amour
او به من حرفهای عاشقانه میزند.
Des mots de tous les jours
کلماتی ساده و روزمره.
Mais moi, ça me fait quelque chose
اما برای من معنی خاصی دارد / روی من تأثیر میگذارد.
Il est entré dans mon cœur
او وارد قلب من شده است.
Une grande part de bonheur
بخش بزرگی از خوشبختی.
Dont je connais la cause
که دلیلش را میدانم.
C'est lui pour moi, moi pour lui dans la vie
او برای من است و من برای او در زندگی.
Il me l'a dit, l'a juré pour la vie
او این را گفته و برای همیشه قسم خورده است.
Et dès que je l'aperçois
و هر وقت او را میبینم.
Alors je sens en moi
احساس میکنم در درونم.
Mon cœur qui bat
قلبم تند میزند.
چشمهایی که باعث میشوند نگاهم را پایین بیندازم.
Un rire qui se perd sur sa bouche
خندهای که روی لبهایش محو میشود.
Voilà le portrait sans retouches
این است تصویر واقعی، بدون هیچ تغییر و اغراق.
De l'homme auquel j'appartiens
از مردی که به او تعلق دارم.
Quand il me prend dans ses bras
وقتی مرا در آغوش میگیرد.
Qu'il me parle tout bas
و آرام در گوشم حرف میزند.
Je vois la vie en rose
زندگی را صورتی و زیبا میبینم (همهچیز برایم قشنگ میشود).
Il me dit des mots d'amour
او به من حرفهای عاشقانه میزند.
Des mots de tous les jours
کلماتی ساده و روزمره.
Mais moi, ça me fait quelque chose
اما برای من معنی خاصی دارد / روی من تأثیر میگذارد.
Il est entré dans mon cœur
او وارد قلب من شده است.
Une grande part de bonheur
بخش بزرگی از خوشبختی.
Dont je connais la cause
که دلیلش را میدانم.
C'est lui pour moi, moi pour lui dans la vie
او برای من است و من برای او در زندگی.
Il me l'a dit, l'a juré pour la vie
او این را گفته و برای همیشه قسم خورده است.
Et dès que je l'aperçois
و هر وقت او را میبینم.
Alors je sens en moi
احساس میکنم در درونم.
Mon cœur qui bat
قلبم تند میزند.
آهنگ Je pardonne
آهنگ On ira
متن آهنگ
On ira écouter Harlem au coin de Manhattan
میرویم هارلم را در گوشهٔ منهتن گوش میدهیم.
On ira rougir le thé dans les souks à Amman
میرویم در بازارهای اَمان چای را سرخ/دم میکنیم (کنایه از تجربهی زندگی محلی).
On ira nager dans le lit du fleuve Sénégal
میرویم در بستر رودخانهٔ سنگال شنا کنیم.
Et on verra brûler Bombay sous un feu de Bengale
و خواهیم دید بمبئی زیر نور آتشبازیهای بنگال میدرخشد.
On ira gratter le ciel en dessous de Kyoto
میرویم زیر کیوتو آسمان را لمس کنیم (کنایه از تجربهٔ شگفتی).
On ira sentir Rio battre au cœur de Janeiro
میرویم ریتم زندگی ریو را در قلب ژانِیرو حس کنیم.
On lèvera nos yeux sur le plafond de la chapelle Sixtine
نگاهمان را به سقف کلیسای سیستین بالا میبریم.
Et on lèvera nos verres dans le café Pouchkine
و در کافه پوشکین جامهایمان را بالا میبریم.
Oh qu'elle est belle notre chance
آه، چه زیباست شانس ما.
Aux milles couleurs de l'être humain
با هزار رنگِ انسانیت.
Mélangées de nos différences
در آمیخته با تفاوتهای ما.
À la croisée des destins
در تقاطع سرنوشتها.
میرویم هارلم را در گوشهٔ منهتن گوش میدهیم.
On ira rougir le thé dans les souks à Amman
میرویم در بازارهای اَمان چای را سرخ/دم میکنیم (کنایه از تجربهی زندگی محلی).
On ira nager dans le lit du fleuve Sénégal
میرویم در بستر رودخانهٔ سنگال شنا کنیم.
Et on verra brûler Bombay sous un feu de Bengale
و خواهیم دید بمبئی زیر نور آتشبازیهای بنگال میدرخشد.
On ira gratter le ciel en dessous de Kyoto
میرویم زیر کیوتو آسمان را لمس کنیم (کنایه از تجربهٔ شگفتی).
On ira sentir Rio battre au cœur de Janeiro
میرویم ریتم زندگی ریو را در قلب ژانِیرو حس کنیم.
On lèvera nos yeux sur le plafond de la chapelle Sixtine
نگاهمان را به سقف کلیسای سیستین بالا میبریم.
Et on lèvera nos verres dans le café Pouchkine
و در کافه پوشکین جامهایمان را بالا میبریم.
Oh qu'elle est belle notre chance
آه، چه زیباست شانس ما.
Aux milles couleurs de l'être humain
با هزار رنگِ انسانیت.
Mélangées de nos différences
در آمیخته با تفاوتهای ما.
À la croisée des destins
در تقاطع سرنوشتها.
آهنگ Eblouie par la nuit
متن آهنگ
Éblouie par la nuit à coup de lumière mortelle
خیره/مبهوتِ شب شدهام با ضربههای نورهای خیرهکننده و خطرناک.
À frôler les bagnoles, les yeux comme des têtes d'épingle
آنقدر به ماشینها نزدیک میشویم که از کنارشان رد میشوم، چشمهایم مثل نوک سوزن تیز و بیدارند.
J't'ai attendu 100 ans dans les rues en noir et blanc
صد سال در خیابانهای سیاه و سفید منتظرت ماندم.
Tu es venu en sifflant
تو آمدی در حالی که سوت میزدی، بیخیال و آرام.
Éblouie par la nuit à coup de lumière mortelle
باز هم خیرهٔ شب با نورهای خطرناک.
À shooter les canettes aussi paumées qu'un navire
در حالی که قوطیها را لگد میزنیم، مثل کشتیِ گمشده در دریا سرگردان.
Si j'en ai perdu la tête j't'ai aimé et même pire
اگر هم عقل از سرم رفته، تو را دوست داشتم، حتی بیشتر از آن.
Tu es venu en sifflant
تو آمدی در حالی که سوت میزدی.
Éblouie par la nuit à coup de lumière mortelle
خیرهٔ شب با نورهای مرگبار.
Faut-il aimer la vie ou la regarder juste passer?
آیا باید زندگی را دوست داشت یا فقط تماشایش کرد که میگذرد؟
De nos nuits de fumette, il ne reste presque rien
از شبهای دود و خوشگذرانیمان تقریباً چیزی نمانده.
Que tes cendres au matin
جز خاکسترهایت در صبح.
خیره/مبهوتِ شب شدهام با ضربههای نورهای خیرهکننده و خطرناک.
À frôler les bagnoles, les yeux comme des têtes d'épingle
آنقدر به ماشینها نزدیک میشویم که از کنارشان رد میشوم، چشمهایم مثل نوک سوزن تیز و بیدارند.
J't'ai attendu 100 ans dans les rues en noir et blanc
صد سال در خیابانهای سیاه و سفید منتظرت ماندم.
Tu es venu en sifflant
تو آمدی در حالی که سوت میزدی، بیخیال و آرام.
Éblouie par la nuit à coup de lumière mortelle
باز هم خیرهٔ شب با نورهای خطرناک.
À shooter les canettes aussi paumées qu'un navire
در حالی که قوطیها را لگد میزنیم، مثل کشتیِ گمشده در دریا سرگردان.
Si j'en ai perdu la tête j't'ai aimé et même pire
اگر هم عقل از سرم رفته، تو را دوست داشتم، حتی بیشتر از آن.
Tu es venu en sifflant
تو آمدی در حالی که سوت میزدی.
Éblouie par la nuit à coup de lumière mortelle
خیرهٔ شب با نورهای مرگبار.
Faut-il aimer la vie ou la regarder juste passer?
آیا باید زندگی را دوست داشت یا فقط تماشایش کرد که میگذرد؟
De nos nuits de fumette, il ne reste presque rien
از شبهای دود و خوشگذرانیمان تقریباً چیزی نمانده.
Que tes cendres au matin
جز خاکسترهایت در صبح.
آهنگ Liebe ist
متن آهنگ
Bis wann ist man verliebt und wann ist es Liebe?
تا کی آدم فقط عاشقِ هیجانی است و از چه زمانی این عشق واقعی میشود؟
Und sind das nicht gefühlt die gleichen Gefühle? (Da-da-da-da)
مگر اینها از نظر احساسی همان احساسات نیستند؟
Komm einfach nicht dahinter trotz aller Mühe
با وجود تمام تلاشهایم نمیتوانم به جوابش برسم.
Ich kapier nicht, dass ich das nicht kapiere (da-da-da-da)
نمیفهمم چرا نمیفهمم!
Hab's mit Google probiert, Fachartikel studiert
با گوگل امتحان کردم، مقالههای تخصصی خواندم.
Auf 'nem einsamen Berg meditiert
روی یک کوه تنها مدیتیشن کردم.
Endlos philosophiert, bin noch immer verwirrt
بیپایان فلسفهبافی کردم، هنوز هم گیج هستم.
Sag, geht's hier wem genauso wie mir?
بگو ببینم کسی اینجا هست که مثل من باشد؟
Woran merk ich, dass es Liebe ist?
از کجا بفهمم که این عشق است؟
Ich versteh meine Gefühle nicht
احساساتم را نمیفهمم.
Ich hab überall gefragt
از همه جا پرسیدم.
"Das merkst du dann", hab'n sie gesagt
گفتند: «خودت میفهمی وقتی اتفاق بیفتد.»
تا کی آدم فقط عاشقِ هیجانی است و از چه زمانی این عشق واقعی میشود؟
Und sind das nicht gefühlt die gleichen Gefühle? (Da-da-da-da)
مگر اینها از نظر احساسی همان احساسات نیستند؟
Komm einfach nicht dahinter trotz aller Mühe
با وجود تمام تلاشهایم نمیتوانم به جوابش برسم.
Ich kapier nicht, dass ich das nicht kapiere (da-da-da-da)
نمیفهمم چرا نمیفهمم!
Hab's mit Google probiert, Fachartikel studiert
با گوگل امتحان کردم، مقالههای تخصصی خواندم.
Auf 'nem einsamen Berg meditiert
روی یک کوه تنها مدیتیشن کردم.
Endlos philosophiert, bin noch immer verwirrt
بیپایان فلسفهبافی کردم، هنوز هم گیج هستم.
Sag, geht's hier wem genauso wie mir?
بگو ببینم کسی اینجا هست که مثل من باشد؟
Woran merk ich, dass es Liebe ist?
از کجا بفهمم که این عشق است؟
Ich versteh meine Gefühle nicht
احساساتم را نمیفهمم.
Ich hab überall gefragt
از همه جا پرسیدم.
"Das merkst du dann", hab'n sie gesagt
گفتند: «خودت میفهمی وقتی اتفاق بیفتد.»
آهنگ Sains et saufs
متن آهنگ
On ne rentre pas dans les cases
ما در قالبها و چارچوبها جا نمیگیریم.
On n'est pas fait pour vivre en cage
برای زندگی در قفس ساخته نشدهایم.
On n'est pas pareils, on est fous
ما شبیه هم نیستیم، ما دیوانهایم.
On est plusieurs, on est flous
ما چندپارهایم، مبهم و نامشخصیم.
Si c'est pour convenir un peu
اگر قرار است فقط کمی مطابق خواستهها باشیم.
Si c'est pour devenir peureux
اگر قرار است ترسو شویم.
Nous mettre à marcher dans les clous
و ما را وادار کنند در چارچوبها و قوانین خشک راه برویم.
En cachette, à genoux
پنهانی و با سر فرود آمده / در حالت ضعف.
Allez, passons à côté mon amour
بیا از کنارشان بگذریم، عشق من.
Regarde à quoi ils jouent
ببین با چه چیزی بازی میکنند.
Toi et moi comme on n'a jamais été mon amour
من و تو، همانطور که هیچوقت نبودهایم.
Entièrement, nous
کاملاً خودِ واقعیمان.
On laisse aller, laisse tomber mon amour
رها میکنیم، بیخیال میشویم عشق من.
On n'est pas fait pour jouer aux loups
ما برای بازیهای خشن و رقابتی ساخته نشدهایم.
On est des diamants délaissés mon amour
ما الماسهای رهاشدهایم، عشق من.
Sains et saufs
سالم و نجاتیافته.
Sains et saufs
سالم و نجاتیافته.
Car l'amour sauve de tout
چون عشق از همه چیز نجات میدهد.
ما در قالبها و چارچوبها جا نمیگیریم.
On n'est pas fait pour vivre en cage
برای زندگی در قفس ساخته نشدهایم.
On n'est pas pareils, on est fous
ما شبیه هم نیستیم، ما دیوانهایم.
On est plusieurs, on est flous
ما چندپارهایم، مبهم و نامشخصیم.
Si c'est pour convenir un peu
اگر قرار است فقط کمی مطابق خواستهها باشیم.
Si c'est pour devenir peureux
اگر قرار است ترسو شویم.
Nous mettre à marcher dans les clous
و ما را وادار کنند در چارچوبها و قوانین خشک راه برویم.
En cachette, à genoux
پنهانی و با سر فرود آمده / در حالت ضعف.
Allez, passons à côté mon amour
بیا از کنارشان بگذریم، عشق من.
Regarde à quoi ils jouent
ببین با چه چیزی بازی میکنند.
Toi et moi comme on n'a jamais été mon amour
من و تو، همانطور که هیچوقت نبودهایم.
Entièrement, nous
کاملاً خودِ واقعیمان.
On laisse aller, laisse tomber mon amour
رها میکنیم، بیخیال میشویم عشق من.
On n'est pas fait pour jouer aux loups
ما برای بازیهای خشن و رقابتی ساخته نشدهایم.
On est des diamants délaissés mon amour
ما الماسهای رهاشدهایم، عشق من.
Sains et saufs
سالم و نجاتیافته.
Sains et saufs
سالم و نجاتیافته.
Car l'amour sauve de tout
چون عشق از همه چیز نجات میدهد.
آهنگ Lmagine
متن آهنگ
Pour demain j'imagine
برای فردا تصور میکنم.
Un monde qui rimerait avec toi et moi
دنیایی که با «تو و من» همقافیه باشد (هماهنگ و همدل).
Sur le bord de la rive
لبِ رودخانه.
Nos destins se dessinent et s'écoulent au-delà
سرنوشتهای ما شکل میگیرند و از آنجا فراتر میروند.
Au delà de la peine qui déborde des plaines qu'ont foulé les vainqueurs
فراتر از رنجی که از دشتهایی که فاتحان بر آن قدم گذاشتهاند سرریز میکند.
J'imagine mon amour que viendra notre tour en des jours meilleurs
تصور میکنم، عشق من، که روزهای ما در زمانهای بهتر خواهد رسید.
Et si on rêvait encore une fois
اگر یک بار دیگر رؤیا ببینیم چه؟
Imagine, imagine
تصور کن، تصور کن.
Tout ce qu'on pourrait tisser toi et moi
هر چیزی که من و تو میتوانیم با هم ببافیم/بسازیم.
Et si l'on filait l'avenir dans nos bras
اگر آینده را در آغوش خودمان میبافتیم.
Imagine, imagine
تصور کن، تصور کن.
À l'image de toi un monde plus doux que celui-là
به شکل تو، دنیایی مهربانتر از این یکی.
برای فردا تصور میکنم.
Un monde qui rimerait avec toi et moi
دنیایی که با «تو و من» همقافیه باشد (هماهنگ و همدل).
Sur le bord de la rive
لبِ رودخانه.
Nos destins se dessinent et s'écoulent au-delà
سرنوشتهای ما شکل میگیرند و از آنجا فراتر میروند.
Au delà de la peine qui déborde des plaines qu'ont foulé les vainqueurs
فراتر از رنجی که از دشتهایی که فاتحان بر آن قدم گذاشتهاند سرریز میکند.
J'imagine mon amour que viendra notre tour en des jours meilleurs
تصور میکنم، عشق من، که روزهای ما در زمانهای بهتر خواهد رسید.
Et si on rêvait encore une fois
اگر یک بار دیگر رؤیا ببینیم چه؟
Imagine, imagine
تصور کن، تصور کن.
Tout ce qu'on pourrait tisser toi et moi
هر چیزی که من و تو میتوانیم با هم ببافیم/بسازیم.
Et si l'on filait l'avenir dans nos bras
اگر آینده را در آغوش خودمان میبافتیم.
Imagine, imagine
تصور کن، تصور کن.
À l'image de toi un monde plus doux que celui-là
به شکل تو، دنیایی مهربانتر از این یکی.
دانلود آهنگ های Zaz
پست های پیشنهادی
نظرهای کاربران
اولین نظر را در مورد این آهنگ شما ارسال کنین





